معاون اسبق نظارت بانک مرکزی:
معاون اسبق نظارت بانک مرکزی، با اشاره به تجربه بیش از دو دهه تحریمها گفت: آمریکا ظرفیتهای اقتصادی، فنی و اجتماعی ایران را بهدرستی ارزیابی نکرده است و اقتصاد کشور با اتکا به توان داخلی و سازوکارهای سازگاری، توانسته به فعالیت خود ادامه دهد؛ هرچند مدیریت بازار ارز و اصلاح مسیرهای اقتصادی همچنان اهمیت دارد.
کد خبر : ۱۸۷۷۱۹
فرهاد حنیفی، معاون اسبق نظارت بانک مرکزی در گفتوگو با خبرنگار ایبنا تاکید کرد: نمیتوان آثار تحریمها را نادیده گرفت، اما اشتباه راهبردی آمریکا این بوده که ظرفیتهای اقتصادی، فنی، اجتماعی و فرهنگی ایران را بهدرستی ارزیابی نکرده است. تجربه بیش از دو دهه تحریم نشان میدهد که برخلاف پیشبینیهای اولیه، فشارهای اقتصادی نهتنها در مدتزمان مورد انتظار آمریکا به نتیجه نرسیده، بلکه ایران با تکیه بر ظرفیتهای داخلی و سازکارهای سازگاری اقتصادی توانسته است بخش مهمی از این فشارها را مدیریت کند.
وی افزود: در طول حدود ۲۰ سال گذشته، همواره این تصور در میان سیاستگذاران آمریکایی وجود داشته که تحریمها میتوانند در مدت چند ماه یا چند سال به اهداف موردنظر برسند، اما گذشت بیش از دو دهه نشان داده است که این برآوردها با واقعیتهای اقتصادی ایران فاصله داشتهاند. در این مدت، نهتنها فشار تحریمها بهطور پایدار کاهش نیافته، بلکه در بسیاری از مقاطع بر شدت آن افزوده شده است؛ بااینحال، اقتصاد ایران همچنان توانسته است به حیات خود ادامه دهد و راهکارهایی برای مواجهه با محدودیتها پیدا کند.
حنیفی با اشاره به نقش ظرفیتهای کمترشناختهشده ایران تصریح کرد: بخشی از توان کشور به ظرفیتهای فنی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی بازمیگردد؛ ظرفیتهایی که ممکن است در محاسبات کشورهای دیگر بهدرستی دیده نشوند یا اهمیت آنها کمتر از واقعیت برآورد شود. همین عوامل به ایران کمک کردهاند تا از گردنههای دشوار اقتصادی عبور کند و در برابر فشارهای خارجی، راههای جایگزینی برای تأمین نیازها و اداره اقتصاد بیابد.
اهمیت نحوه پاسخگویی بانک مرکزی به نیازهای ارزی در مدیریت نوسانات
معاون اسبق نظارت بانک مرکزی ادامه داد: البته عبور از شرایط تحریمی به معنای بینیازی از برنامهریزی و اتخاذ تدابیر جدید نیست. کشور باید برای مدیریت دورههای سخت اقتصادی آمادگی داشته باشد و متناسب با شرایط، سیاستهای موثری را به کار بگیرد. بااینحال، به نظر میرسد تداوم وضعیت فعلی برای همه طرفها هزینهبر است و ایران تنها طرفی نیست که از این شرایط آسیب میبیند. به همین دلیل، نمیتوان فرض کرد که فشارها بدون هزینه برای طرف مقابل، بهصورت نامحدود ادامه پیدا خواهند کرد.
وی در پاسخ به این پرسش که آیا اقتصاد ایران با شرایط تحریمی سازگار شده است، گفت: سازگاری با تحریمها را باید با دقت بیشتری بررسی کرد. ممکن است در کوتاهمدت بتوان با اتخاذ برخی سیاستها، بخشی از آثار تحریم را کنترل کرد، اما اقتصاد یک مجموعه فعال و پویاست که بهتدریج مسیرهای تازهای برای ادامه فعالیت پیدا میکند. به همین دلیل، سازکارهایی که در ابتدا برای مواجهه با فشارها طراحی میشوند، میتوانند بهمرور تغییر کنند و به کاهش بخشی از آثار کوتاهمدت تحریمها بینجامند.
حنیفی افزود: یکی از نمونههای قابل بررسی در این زمینه، نحوه مداخله بانک مرکزی در بازار ارز است. عرضه ارز با هدف پاسخگویی به تقاضای بازار و جلوگیری از ایجاد التهاب، از جمله ابزارهایی است که سیاستگذار پولی برای مدیریت شرایط به کار میگیرد. البته صرف عرضه ارز به بازار، بهتنهایی نمیتواند مبنای قطعی برای نتیجهگیری درباره وضعیت ذخایر ارزی کشور باشد، اما نحوه پاسخگویی بانک مرکزی به نیازهای ارزی و مدیریت انتظارات بازار، در کاهش نوسانات اهمیت دارد.
وی با اشاره به عرضه ارز در سقف ۱۰ هزار دلار و انتقادهایی که از سوی برخی نمایندگان مجلس مطرح شده است، اظهار کرد: یکی از نکات مهم در مدیریت بازار ارز، پاسخگویی به تقاضاهای موجود و حتی تقاضاهای بالقوه است. هنگامی که بازار اطمینان داشته باشد نیازهای ارزی آن از مسیرهای رسمی و با سازکار مشخص تأمین میشود، انگیزه هجوم به بازار و شکلگیری صفهای غیرعادی کاهش پیدا میکند.
معاون اسبق نظارت بانک مرکزی ادامه داد: در این میان، مسئله تعیین نرخ ارز نیز اهمیت زیادی دارد. اگر ارز با قیمتی به بازار عرضه شود که فاصله قابلتوجهی با نرخهای رایج داشته باشد، زمینه ایجاد رانت و سوءاستفاده فراهم میشود. در مقابل، نزدیک بودن نرخ عرضه به قیمت بازار میتواند از شکلگیری جذابیتهای غیرواقعی برای خرید ارز جلوگیری کند. توجه به همین نکته در مدیریت بازار ارز اهمیت دارد؛ زیرا هدف سیاستگذار نباید صرفاً تزریق ارز باشد، بلکه باید ضمن پاسخگویی به نیازها، از ایجاد زمینههای رانتجویی نیز جلوگیری کند.
وی با اشاره به تجربه دورههای مختلف مدیریت بازار ارز خاطرنشان کرد: چه در دورههایی که سقف عرضه ارز ۲ هزار دلار بود و چه اکنون که این رقم به ۱۰ هزار دلار رسیده است، اصل موضوع، نحوه پاسخگویی به تقاضا و جلوگیری از ایجاد اختلال در بازار است. در این زمینه، عملکرد و رویکرد مدیریتی عبدالناصر همتی نیز از منظر توجه به فاصله نرخ عرضه با قیمت بازار و جلوگیری از شکلگیری فرصتهای غیرمتعارف برای سوءاستفاده قابل بررسی است.
ظرفیتهای داخلی، پشتوانه عبور از فشارهای اقتصادی
حنیفی در ادامه با تأکید بر منابع طبیعی و ظرفیتهای ساختاری کشور گفت: ایران از منابع و امکاناتی برخوردار است که میتواند در کوتاهمدت و میانمدت بخشی از نیازهای کشور را تأمین کند و مانع از آن شود که فشارهای خارجی به آسیبهایی غیرقابلکنترل منجر شوند. بااینحال، این ظرفیتها به معنای مصونیت کامل اقتصاد از تحریم نیستند و نمیتوان بر اساس آنها از ضرورت اصلاحات اقتصادی و برنامهریزی بلندمدت چشمپوشی کرد.
وی افزود: در افق کوتاهمدت، با استفاده از تمهیدات مناسب میتوان از برخی پیچهای دشوار اقتصادی عبور کرد و آثار فشارهای خارجی را تا حدی مدیریت کرد، اما در بلندمدت، دیپلماسی کشور باید برای یافتن مسیرهای خروج از وضعیت موجود و کاهش محدودیتها راهکارهای مؤثری ارائه دهد. اتکا به ظرفیتهای داخلی ضروری است، اما در کنار آن باید برای حل پایدار مسائل اقتصادی نیز برنامه داشت.
تکرار تهدیدهای وزیر خزانهداری آمریکا و تأثیر روانی بر بازار
معاون اسبق نظارت بانک مرکزی در پاسخ به پرسشی درباره اظهارات جدید وزیر خزانهداری آمریکا و احتمال تداوم فشارهای روانی بر اقتصاد ایران گفت: چنین اظهاراتی ممکن است در کوتاهمدت بر فضای روانی جامعه و انتظارات فعالان اقتصادی تأثیر بگذارد، اما تأثیرگذاری پایدار آنها به این بستگی دارد که آیا وعدهها و زمانبندیهای اعلامشده در عمل به نتیجه میرسند یا خیر.
وی افزود: به نظر میرسد وزیر خزانهداری آمریکا نیز بهتدریج به شیوه دونالد ترامپ نزدیک میشود؛ به این معنا که برخی مواضع و تهدیدها بارها تکرار میشوند، اما نتیجه مورد انتظار در زمان اعلامشده تحقق پیدا نمیکند. تکرار چنین اظهاراتی، بدون دستیابی به نتایج مشخص، میتواند بهتدریج از اعتبار آنها بکاهد.
حنیفی تصریح کرد: هنگامی که یک مقام رسمی بارها درباره موضوعی اظهارنظر میکند و برای تحقق اهداف خود زمانبندیهایی ارائه میدهد، اما این زمانبندیها به نتیجه نمیرسند، طبیعی است که اعتبار سخنان او تحت تأثیر قرار گیرد. به نظر من، در شأن وزیر خزانهداری آمریکا نیست که بهجای ایفای نقش تخصصی و اقتصادی خود، بیش از اندازه در جایگاه یک مقام تبلیغاتی ظاهر شود.
وی در پایان تأکید کرد: فشار روانی و جنگ تبلیغاتی میتواند بخشی از فضای اقتصادی را تحت تأثیر قرار دهد، اما برای ارزیابی واقعی آثار تحریمها باید به نتایج عملی سیاستها، ظرفیتهای اقتصاد ایران و میزان تحقق اهداف اعلامشده توجه کرد. تجربه سالهای گذشته نشان داده است که صرف تکرار تهدیدها، بدون دستیابی به نتیجه مشخص، لزوماً به تحقق اهداف موردنظر منجر نمیشود.