واقعگرایی در مبانی بصری و مکانیکهای گیمپلی، همیشه مورد توجه گیمرها قرار گرفته است. به دنبال این تمایل، بازیهای شبیهساز نظامی خلق شدند که هر یک با رویکردی خاص، تلاش میکنند تجربهای اصیل و باورپذیر از نبرد را برای بازیکنان فراهم کنند.
برخلاف آن دسته از گیمرهایی که به دنبال مبارزات آرکیدی و فانتزی هستند، برخی ترجیح میدهند وارد نبردهایی شوند که یک گلوله میتواند آنها را از پای در بیاورد؛ جایی که هر تصمیم تاکتیکی اهمیت حیاتی دارد و صرفاً یک واکنش آنی نیست.
تمام بازیهایی که در ادامه به آنها میپردازیم، چه در قالب نبردهای نزدیک در مناطق شهری مدرن و چه در قالب کارزارهای نظامی گسترده در قرن نوزدهم و بیستم، هر یک رویکرد خاص خود را در نشان دادن واقعگرایی و پرداخت به مفهوم جنگ ارائه میدهند. اگر به دنبال اثری هستید که علاوه بر سرگرمکننده بودن، طعم تلخ و واقعی خط مقدم جنگ را نیز منتقل کند، این بازیها بدون شک ارزش تجربه را دارند.
۱۰. Bodycam

بازی Bodycam با تمرکز بر واقعگرایی طراحی شده و یک شوتر معمولی نیست. این بازی که از سبک فوقواقعگرایانه عنوان Unrecord الهام گرفته است، با وجود برخی کاستیها، در نمایش نبرد از دید واقعگرایی عملکرد چشمگیری دارد. طراحی نقشهها تنوع مناسبی میان درگیریهای نزدیک و نبردهای دوربرد ارائه میدهد و تنها یک شلیک دقیق میتواند مرز میان مرگ و بقا را تعیین کند.
۹. Red Orchestra/Rising Storm

این بازی به دو جبههی جنگی مجزا تقسیم میشود: بخش Red Orchestra نبردهای اروپا، بهویژه جبهه شرقی و درگیریهای نمادینی چون استالینگراد و Druzhina را پوشش میدهد و بخش Rising Storm بر نبردهای اقیانوس آرام تمرکز دارد و نقشههایی چون Iwo Jima و Guadalcanal را به تصویر میکشد.
دنباله آن تحت عنوان Rising Storm 2: Vietnam، همان قالب نبردهای PvP را به دوران درگیریهای دههی ۱۹۶۰ و جنگ ویتنام منتقل میکند. با این حال، تمام عناوین این سری در زمینه تیراندازی، سیستم حرکت، سلاحها و طراحی نقشهها عملکردی درخشان دارند.
Red Orchestra/Rising Storm شاید واقعگرایانهترین شوتر تاریخ نباشد، اما بدون تردید از اغلب شوترهای چندنفره معمولی حس اصالت و واقعیتگرایی بیشتری را القا میکند. علاوه بر این، هر نسخه دارای بخش تکنفره مخصوص به خود است، هرچند این بخشها گاهی به دلیل هوش مصنوعی ضعیف و مشکلات فنی مشابه، از کیفیت کلی بازی میکاهند.
۸. Verdun

جنگ جهانی اول معمولاً در میان بازیهای شوتر اول شخص نادیده گرفته میشود، اما یکی از استثناهای درخشان در این زمینه، مجموعه WW1 Game ساخته استودیوی Black Mill Games است.
این مجموعه با بازی Verdun آغاز شد؛ اثری که نام خود را از مرگبارترین و مشهورترین میدانهای نبرد آن دوران قرض گرفته است. توسعهدهندگان با تکیه بر فناوری و سلاحهای آن دوره، موفق شدهاند سهگانه اعتیادآوری خلق کنند که جبهههای مختلف جنگ جهانی اول را به طور مؤثر و واقعگرایانه بازآفرینی میکند. دو نسخه بعدی این سری به نامهای Tannenberg و Isonzo، به لطف حفظ هستهی گیمپلی مشابه، به ترتیب بر جبهه شرقی و جبهه ایتالیا تمرکز دارند.
Verdun به عنوان نمایش دقیقی از واقعیتهای جنگ جهانی اول شناخته میشود و نقطه آغاز بسیار مناسبی برای گیمرهای تازهوارد این مجموعه به شمار میآید. هرچند ممکن است این اثر تاکتیکیترین تجربه ممکن نباشد، اما ابعاد گسترده و مقیاس عظیم نبردها در میدانهای وسیع به طرز چشمگیری بازآفرینی شده و حس واقعی درگیری را به خوبی منتقل میکند.
۷. Squad

این بازی در میان شوترهای چندنفره مدرن، در زمرهی بهترینها قرار میگیرد؛ بهویژه برای آن دسته از بازیکنانی که به دنبال واقعگرایی بیشتر و تاکتیکهای عمیقتر نسبت به آثاری چون Battlefield یا Call of Duty هستند.
Squad با نمایش نبردهایی بزرگ به صورت ۵۰vs50 در نقشههایی گسترده و پویا، تجربهای فشرده، پرتنش و هماهنگ از نبردهای امروزی ارائه میدهد. این عنوان بازیکنان را وادار میکند برای موفقیت، استراتژی و هماهنگی داشته باشند و از فرماندهی اطاعت کنند. این رویکرد، بازی را به یکی از واقعگرایانهترین و سازمانیافتهترین شوترهای نظامی مدرن تبدیل کرده است.
یکی از مزیتهای برجسته Squad نسبت به بسیاری از شوترهای PvP، تنوع گسترده سلاحها و وسایل نقلیهی در دسترس است. از بمبهای دستساز گرفته تا موشکهای هدایتشونده ضدتانک، هر بازیکن میتواند نقش مخصوص به خود را در میدان نبرد پیدا کند.
علاوه بر این، Squad به بازیکنان اجازه میدهد تا مواضع دفاعی، استحکامات و سازههای پشتیبانی فنی ایجاد کنند؛ قابلیتی که باعث میشود بازی فراتر از یک شوتر معمولی عمل کرده و حس نبردی تاکتیکی و پویا را به شکلی منحصربهفرد منتقل کند.
۶. Gray Zone Warfare

یکی از تازهترین عناوینی که به دنیای شوترهای تاکتیکی واقعگرایانه پیوسته، بازی Gray Zone Warfare است. این اثر با وجود یک عرضه نسبتاً پرچالش و دوره دسترسی زودهنگام نهچندان بینقص، در مدت زمانی کوتاه پیشرفت چشمگیری داشته و بسیاری از مشکلات اصلی مورد اشاره بازیکنان را برطرف کرده است.
بازی در محیطی جنگلی و وسیع جریان دارد، جایی که باید در قالب یک ساختار PvPvE، یعنی ترکیبی از نبرد با بازیکنان و دشمنان هوش مصنوعی، مجموعهای از مأموریتهای متنوع را به انجام برسانید. هرچند همچنان مشکلاتی جزئی در زمینهی تعادل گیمپلی و سیستم اسپاون مشاهده میشود، اما Gray Zone Warfare در مسیر تبدیل شدن به یکی از برترین شوترهای تاکتیکی واقعگرایانه نسل جدید قرار دارد.
بهروزرسانی The Winds of War که اوایل سال جاری منتشر شد، نقش مهمی در بهبود تجربه کلی بازی داشته است. علاوه بر حالتهای گیمپلی جدید و سیستم پیشرفتهتر پایگاههای جناحی پویا، بخش PvP نیز به صورت گسترده بازطراحی شده و پیشرفت قابل توجهای را تجربه کرده است.
۵. ARMA 2

بازی ARMA 2 به عنوان یکی از موفقترین شبیهسازهای نظامی در تاریخ بازیهای ویدیویی، نقشی اساسی در شناخته شدن این سبک ایفا کرد و زمینهساز شکلگیری مادهای محبوبی مانند DayZ شد؛ مادی که خود بعدها به موفقیتی چشمگیر دست یافت.
داستان بازی در کشور خیالی Chernarus جریان دارد و بازنمایی دقیقی از یک جنگ نیابتی منطقهای میان نیروهای آمریکا و روسیه را ارائه میدهد. ARMA 2 نهتنها دارای بخش داستانی قدرتمند و درگیرکننده است، بلکه شامل مأموریتهای متنوع، پشتیبانی گسترده از مادها و بخش چندنفره نیز میشود. این موارد تجربهای عمیق و منحصربهفرد از واقعگرایی نظامی را در اختیار بازیکنان قرار میدهند.
اگرچه امروزه ممکن است گیمپلی ARMA 2 کمی قدیمی به نظر برسد، اما در زمان انتشار خود اثری انقلابی محسوب میشد. این بازی با حرکات واقعگرایانه و سنگین شخصیتها، نبردهای تیراندازی واقعی و همچنین تنوع وسایل نقلیه، قایقها و هواگردها تجربهای بیسابقه از واقعگرایی نظامی بود.
بازی ARMA 3 و نسخه جدیدتر آن به نام ARMA Reforger میراث این سری را ادامه دادهاند، اما در میان جامعه بازیکنان، هنوز هم ARMA 2 جایگاه ویژهای دارد و بهعنوان نسخهی کلاسیک و ماندگار این مجموعه شناخته میشود.
۴. Hell Let Loose

در میان همه بازیهای شوتر واقعگرایانه جنگ جهانی دوم که امروزه در بازار حضور دارند، کمتر عنوانی را میتوان یافت که از نظر اصالت تجربه بتواند با Hell Let Loose رقابت کند. این اثر بیرحم و سختگیر، بازیکنان را در میادین نبرد بزرگی با حضور صدها نفر قرار میدهد؛ جایی که تنها یک گلوله میتواند به معنای پایان بازی و بازگشت به صف انتظار برای نقطه اسپا,ن بعدی باشد.
زمانهای طولانی احیای بازیکنان در Hell Let Loose همان عاملی است که به نبردها حس واقعی تنش و اهمیت میبخشد. از میان رفتن در میدان نبرد میتواند پیشروی شما و تیمتان را بهطور محسوسی عقب بیندازد؛ موضوعی که بر نقش رهبری، کار گروهی و استراتژی تأکید فراوان دارد.
برخی از بهترین لحظات بازی در شدیدترین درگیریها رقم میخورند. از تانکها و پیادهنظام گرفته تا آتش توپخانه و حملات هوایی برقآسا، هیچ نقطهای در میدان نبرد امن نیست. نام Hell Let Loose بهتر از این نمیتوانست ماهیت بازی را توصیف کند.
۳. War of Rights

به سختی میتوان عنوانی را یافت که بتواند واقعگرایی نبردهای ماسکتی را به اندازه War of Rights فوقالعاده به تصویر بکشد. این بازی شوتر چندنفره که در دوران جنگ داخلی آمریکا جریان دارد، بازیکنان را به همکاری تیمی و پیروی از فرماندهان خود تشویق میکند.
ایستادن در صفوف منظم و شلیک گروهی، تأثیر سلاحهای ابتدایی و کمدقت را بهطرز چشمگیری افزایش میدهد. هنگامی که آتش دشمن بر سرتان میبارد، بازی به خوبی موفق میشود فشار و اضطراب واقعی میدان نبرد را به شما منتقل کند.
زمان طولانی برای خشاب گذاری در War of Rights، شما را وادار میکند تا با دقت هر چه تمامتر شلیک کنید و در عین حال، حملات سرنیزهای نیز به همان اندازه خشن و پرتنش هستند.
علاوه بر این، بازی میزبان برخی از بهترین رویدادهای فصلی در میان شوترهای آنلاین امروزی است. از جمله آنها میتوان به رویداد جنگ استقلال ۱۷۷۶ در ماه جولای و حالت سرگرمکننده و پرهیجان Zombie Onslaught اشاره کرد که هر سال در ماه اکتبر برگزار میشود.
۲. Escape from Tarkov

این بازی بهمعنای واقعی کلمه تجسم یک شوتر هاردکور است. در Escape from Tarkov، یک اشتباه کوچک میتواند حاصل ساعتها تلاش را از بین ببرد و همین باعث میشود هر لحظه مملو از تنش و استرس باشد.
به عنوان یکی از پیشگامان ژانر شوتر اکسترکشن، این عنوان به خوبی جوهره سبک را به نمایش میگذارد. در Escape from Tarkov خبری از آموزشهای مقدماتی یا راهنمایی برای تازهواردان نیست؛ تنها باید تا حد ممکن آماده شوید و سپس پا به یکی از نقشههای ویران، سرد و مرموز بازی بگذارید تا برای بقا در برابر دیگر بازیکنان مبارزه کنید.
چیزی که این بازی را به اثری منحصربهفرد تبدیل میکند، تنها ریسک بالا در هر نبرد نیست، بلکه واقعگرایی خیرهکننده درگیریها و فضاسازی عمیق نیز نقش پررنگی دارند. مدیریت موجودی یکی از عناصر کلیدی گیمپلی است که بازیکنان را وادار میکند نه با دویدن و شلیک بیوقفه، بلکه با تفکر استراتژیک پیش بروند. این ترکیب از خطر دائمی، واقعگرایی نظامی و طراحی محیطی خشن، باعث شده تا Escape from Tarkov به یکی از منحصربهفردترین و تاثیرگذارترین شوترهای نسل خود تبدیل شود.
۱. Ready or Not

بازی Ready or Not شاید اثر بینقص نباشد، اما در بیشتر زمینهها عملکردی تحسینبرانگیز دارد. این عنوان با الهام از سری محبوب SWAT، تجربهای واقعگرایانه و تاکتیکی از زاویه دید فرمانده یک تیم ویژه ارائه میدهد. بازی ترکیبی از یک شوتر تاکتیکی اول شخص و شبیهسازی از فشار روانی عملیات واقعی است. در واقع، مأموریتهای پرتنش، صحنههای جنایی هولناک و درگیریهای خشن باعث میشوند Ready or Not تجربهای فراموشنشدنی و متمایز در میان شوترهای مدرن باشد.
به جز چند مشکل فنی جزئی و حاشیه مربوط به سانسور برخی محتویات، به سختی میتوان ایراد قابل ملاحظهای از ساخته استودیوی Void Interactive گرفت. از نظر بصری، این بازی یکی از چشمنوازترین شوترهای حال حاضر به شمار میرود و طراحی مأموریتها نیز به طور چشمگیری واقعگرایانه و دقیق است.
Ready or Not حتی به علت واقعگرایی بیش از حد نیز مورد انتقاد قرار گرفته است. برخی بازیکنان و منتقدان اعتقاد دارند که مأموریتهایی مانند تیراندازی در کلوپ شبانه یا حادثه تیراندازی در محوطه دانشگاه، بیش از اندازه به مرز واقعیت نزدیک شدهاند و ممکن است برای برخی مخاطبان سنگین یا آزاردهنده باشند.