قتل و قاتل زنجیرهای دو موضوعی است که سرگرمی و فانتزی آمریکا به آن بهای زیادی داده است. از زودیاک گرفته تا تد باندی، برخورد فرهنگ عامه آمریکا با این قاتلان صرفا از روی خصم و ترس نبوده است بلکه برعکس این افراد خواسته یا ناخواسته فرهنگی پاپ کورنی را شکل دادهاند که هویت آمریکایی در آن چارچوب قرار میگیرد. فیلم F*** Marry Kill اثری است که دقیقا از این فانتزی تغذیه میکند. فیلمی بسیار دم دستی، کپی برداری شده و حتی بد که چیزهای بسیاری را درباره فانتزی قتل آمریکا به ما میگوید.
داستان این فیلم حول محور شخصیتی به نام الا (با بازی لوسی هیل) میگردد، زنی جوان، باهوش و تا حدی وسواسی که به داستانهای جنایی علاقهمند است و توانایی ویژهای در تحلیل رفتار افراد و موقعیتها دارد. الا در دنیای مدرن آشناییهای آنلاین غوطهور شده و به تازگی از طریق برنامههای دوستیابی با سه مرد متفاوت آشنا شده است: جیک (مردی جذاب و کاریزماتیک اما مرموز)، نیت (مردی مهربان و قابل اعتماد که به نظر میرسد شریک زندگی ایدهآلی باشد) و کایل (جوانی پرشور اما بیمسئولیت که بیشتر به دنبال تفریح است).
همزمان با این آشناییها، اخباری درباره یک قاتل زنجیرهای که زنان را از طریق برنامههای دوستیابی هدف قرار میدهد، در شهر منتشر شده است. الا، با توجه به علاقهاش به موضوعات جنایی و ذهن تحلیلگرش، به این سه نفر مشکوک میشود. او تصمیم میگیرد با استفاده از مهارتهایش کشف کند که کدام یک از این مردان صرفاً یک فرد معمولی و بیثبات است، کدام یک پتانسیل ازدواج دارد و مهمتر از همه، کدام یک ممکن است قاتلی باشد که جان او را تهدید میکند…
همین چند خط داستانی برای بسیاری حجت را تمام میکند. F*** Marry Kill اثری پاپ کورنی، نه چندان هیجانی و ساده است. اما مسئله در این است که این روزها سینما به چنین قتلهای فانتزی محور، بهای زیادی میدهد. مثلا سریال Based on a True Story تلفیقی از درآمیخته شدنِ لذت، قتل و کمدی نه چندان خندهدار است. فیلم ما نیز دقیقا کپی از همین سریال است. پلات، شخصیتها و حتی قاتل نیز دقیقا از این سریال کپی شده و نشان دهنده تیم ضعیف سازندگان است. در کنار تیم سازندگان، تیم اجرا نیز همگی ضعیف و بیش از حد ساده بودند که این سادگی بیش از حد باعث میشود مخاطب نه تنها اینکه فیلم را جدی نگیرد بلکه حتی شاید آن را تماشا هم نکند. تنها جذابیت فیلم، جذابیت بصری بازیگران آن یعنی لوسی هیل است و هیچ.
مسئله بعدی که بسیار حائز اهمیت است، همان فانتزی قتلی است که در ابتدای مقاله عنوان کردم. نگاه فرهنگ عام آمریکا به قتل و قاتل مخصوصا قاتل زنجیرهای مثل بقیه کشورها نیست. در این کشور قاتلها به نوعی سلبریتی هستند. از تدی باندی و زودیاک گرفته تا جفری دامر و جان وین گیسی. این قاتلان در دهههای گذشته بارها در فیلم و سریالها به تصویر کشیده شدند و در رمانها همواره میشد نشانی از آنها یافت. رفته رفته این فانتزی قتل با نوعی کمدی مبتذل و حتی جنسی درآمیخته شد که آثاری همچون F*** Marry Kill و Based on a True Story را رقم زد. گویی قتل در کوچه پس کوچههای آمریکا باید جریان داشته باشد تا چنین فانتزیهایی تغذیه شود. در هر دو آثار نام برده شده نشانههایی از پادکستهای قتل دیده میشود. پادکستهایی که دقیق بر روی قتل زوم میکنند و طرفداران بسیاری نیز دارند. اینکه این پادکستها چنین محبوب و پُر طرفدار هستند نشاندهنده لذتهای سرکوبشدهای است که در اعماق ناخودآگاه ما دفن شده است. لذتی سادیستی که فرهنگ آمریکایی آن را از اعماق تاریک ذهن مخاطبانش بیرون کشیده و به آن صورت هنری داده است. اینکه چنین پادکستهای مبتذلی تاثیرهای بسیار بر روی مخاطبین خود دارند، نشان از عمق فاجعه است اما بنده قصد ندارم وارد این مبحث شوم. برای من مسئله فیلمهای پاپ کورنی قتل است. آثاری که به جنایت هم صورتهای جذاب داده و به نوعی آن را توجیه پذیر میکنند. در هر دو آثار نام برده شده که کپی از هم هستند، قاتلان، مقتولان و حتی بازیگران سیاهی لشکر همگی خوش چهره و جذاب هستند. در همه این آثار همواره میشود نشانههایی از زیباییهای جنسی را نیز دید. پس به نظر من نمیشود به سادگی از کنار این فرهنگ عجیب گذشته و حتما که باید نقد و بررسیهای عمیق بر روی آن انجام شود. البته مدیوم ما نقد سینمایی است و بنده فکر میکنم که در حد نیاز نوشته و ذهنیت خودم را با شما به اشتراک گذاشتم، پس این موضوع را در همین بند تمام میکنم.
بخش آخر نقد را به مسائل تکنیکی فیلم اختصاص داده و سخن را پایان میدهم. فیلم F*** Marry Kill اثر بیادعایی است. یعنی خبری از روشنفکر نمایی و غیره نیست. اثری است بسیار ساده که تنها با هدف سرگرمی چند لحظهای آمده و اصلا هم قرار نیست در یاد و خاطرهها بماند. همین بیادعا بودنش باعث میشود منِ مخاطب در بسیاری از جاها گارد خود را پایین آورده و با فیلم برخورد جدی نداشته باشم. اما از سوی دیگر این موضوع باعث نمیشود که نگاهی نقادانه به اثر نداشته باشیم. F*** Marry Kill از دید دوربین بسیار ساده است و خبری از فرم نیست. همین دوربینِ یوتیوبی باعث میشود در بسیاری از صحنهها به درام اثر ضربه وارد شود. فیلم هیچ تعلیق و هیجانی ندارد و با اینکه ژانر جنایی و موضوع قتل است، F*** Marry Kill حتی برای ثانیهای موفق به خلق استرس و ترس نمیشود. کمدی فیلم بسیار ضعیف و حتی میشود گفت که لودگی است. تیم بازیگری همانطور که نوشتم اثر را جدی نگرفتهاند و صرفا برای خوشگذارنی پیشنهاد بازی را پذیرفتهاند. بحث فیلمسازی را نمیکنم چون کارگردان محترم در این حد نیست. فیلمنامه اصلا انسجام ندارد و صرفا سعی کرده داستان را با هر المانی که میتواند، پیش ببرد. مثلا شخصیت اصلی یعنی لوسی هیل ادعا میکند که به مدت هشت سال در رابطه بوده و در این مدت از خود گذشتگی و فداکاریهای بسیاری نشان داده است. او حتی ادعا میکند که فردی بسیار متعهد است. در ادامه اما تفاوت بسیاری میان شخصیت خوش گذران، هوسران و بازیگوش او با چیزی است که فیلم در ابتدا به مخاطبانش گفته بود.
پس در نهایت چنین میشود گفت که فیلم F*** Marry Kill اثری نه چندان مهم، نه چندان جدی و صد البته فیلمی بد است. اما چون اثری ادعایی ندارد و سادگی مبتذل خود را قبول کرده، میشود آن را در اوقات بیکاری دیده و وقت را کُشت.
نمره نویسنده به فیلم: ۳ از ۱۰